نقدی بر مجموعه شعر طعم روزهای نیامده اثر: جلیل آهنگرنژاد رها شدن در حوض یخ

 

به قلم: ابراهیم پویا

این مجموعه را انتشارات الیاس در 1200 نسخه با کاغذ مرغوب و صحافی نیکو منتشر کرده است . کتاب در اصل دو دفتر است که به کاوه و آرش های آینده ( پسران شاعر) تقدیم شده است.

در آغاز بنویسم که بنده نام منتقد برخود نمی گذارم که معنایی گسترده دارد و اگر گاهی مطلبی می نویسم تنها می توان نام یک نوشتار برآن نهاد .از طرفی بیشتر منتقدان شاعران ، نویسندگان ، فیلم سازان ، نقاشان و ... شکست خورده ای هستند چون در حرکت خود ناموفق می مانند ، به نقد نویسی روی می آورند. البته هستند تعداد کمی نقاد اهل اندیشه که به راستی اندیشه و قلم رسا و امیدوار کننده دارند. به هر حال دریابیم که ادبیات جهش ناگهانی کرده و متحول شده است . نمی دانم کجا خوانده ام که گفته اند : یک شاعر باید جنبه های روان شناختی یا اجتماعی یا جنبه های مافوق طبیعی شاعرانه را مد نظر داشته باشد. بهتر است مثالی از ادبیات خودمان بیاورم که همیشه یک سر و گردن از بیگانگان بالاتر بوده ایم و مناسبات اجتماعی ، عدم توجه ... باعث شده است که در زمان هایی ادبیات غنی ما مهجور بماند ، به یاد بیاوریم سخن اسعدی گرگانی که در قرن پنجم هجری سروده است.

سخن باید که چون از کام شاعر

برآید در جهان گردد مسافر

نه زال گونه که در خانه بماند

بجز گوینده آن را کس نخواند

و به قول صائب

یک عمر می توان از زلف یار سخن گفت

در بند آن مباش که مضمون نمانده است

و این بیت نمایانگر موضوعی عظیم است که شاعران همواره دلشوره ی این را داشته اند که موضوع تازه تری به جامعه تقدیم کنند و همین دلشوره ها باعث شده است که به آسیب های روحی و روانی دچار شوند چون می توان با آرامش و یکی شدن با طبیعت و مردم زیباترین موضوعات هنری را کشف کرد.داستایوسکی می گوید : هر که بیشتر بیندیشد بیشتر می بیند. و این بینایی به بینایی دل هم بستگی دارد.و نکته ی دیگر این که پیش تر از این جلیل آهنگرنژاد با مجموعه شعر نرمه واران ، شعر و غزلیات محلی با زبان کلهری به شاعران به ویژه اهل کتاب این پیام را رساند که نمی تواند و نمی خواهد از فرهنگ قومی و ایلی خود جدا شود و برای اثبات این مسأله نرمه واران را چاپ کرد که امیدی بود و جای خود را در دلها باز کرد .

مسأله ای که همیشه مرا آزرده می سازد این که باور کنید اکثر کتاب خوانان و مشتاقان مطالعه کمتر توجهی به طرح روی جلد می اندازند در صورتی که شاعر و نویسنده و مسئول انتشارات بی جهت هزینه نمی کنند و بیهوده تصویری فراخور مضامین کتاب برنمی گزینند . حتی رنگها در طرح روی جلد و شعرهای آهنگرنژاد بار پیامی خود را دارند . طرحی زیبا و آبرنگی با قابی و دو دست دوخته شده و گل هایی که مشاهده می کنید که طرحی شرقی است و بسیاری از نقاشان فلسطینی در این مسیر حرکت می کنند ، اما طرح روی جلد طعم روزهای نیامده جلوی روزهای شکوفایی بهاران را دارد با گل هایی که در هاله ای از مه خاکستری به روشنی مشخص نیست یعنی دو قدم دیگر تا بهار...

از طرفی آهنگرنژاد از افسانه و اسطوره تا واقعیت و معجزه به علاوه تجربیات شخصی ، مطالعه ی پیگیر ( با تمام مشغله ای که دارد ) در ذهن خلاق خود پرورش داده و حاصل آن شعرهای کتاب طعم روزهای نیامده است که قابل توجه و مطالعه ی عموم کتاب خوانان به ویژه اهل شعر و ادب می باشد.

دفتر ا ول 43 شعر سپید با مضامین بسیار نو و قابل تأمل دارد که با تشویش ، دلهره ، آرامش ، دهن کجی ، طنز سیاه و دلتنگی های معمول همراه است و هر شعر، پیام ویژه ی خود را دارد ، فراموش نکنیم که در برگزیدن عنوان شعر شاعر سلیقه ای ناب دارد.

دفتر دوم شامل 21 غزل با عنوان های باز هم سیب ، روح آهنگری اساطیری ، ای همیشه خواب های ناشناس ، ستاره ای بپوش ، ای روح پری زاد ، در پشت درختان ازل ، با لهجه ی خورشید ، جهان شب بود ، روزهای تکراری ، نامه ی عاشقانه ی پرندگی ، شاپرک ، گیس شومه شبی ، سنگ های بی سبب ، مگر دو چشم آبی ات ، آخرین فرشته ، خالی از نامه هر پرنده ، کوچه ی سپیده ، چشمان عاشق کیش فردایی ، بهار را بنویس ، قصه پرندگی ، کنارپنجره ی آبی سه شنبه ، ناگهان شبیه مرگ ، در ایستگاه چندم دنیا.و اگر بنده عنوان غزل ها را نوشتم قصدم این بودکه بگویم آهنگرنژاد در انتخاب عنوان شعر دیدگاه نو و با طراوتی دارد . دفتر دوم با یک بیت از غزل ناشناس شروع می شود :

دو هیچ سرد پُر اگر ، دو دست و پای ناشناس

شبانه دوره می کنند این مرای ناشناس

آهنگرنژاد از ژست فیلسوفانه ، غرب گرایی ، ژست های آنچنانی و ... واقعاً بیزار است ، نقد دوست و دشمن را صادقانه می پذیرد و به کار می گیرد چون عاشق است و به شعر دل سپرده است.

به هر حال آهنگرنژاد به سهم خوددستور زبان را به هم ریخته است و قصدمشخصی هم از این کار داشته و شعرهای سپید خود را به مرز جدولی شدن رسانده است ، اما تلاش کرده است از معنی و مفهوم دور نشود و تلاش او قابل تحسین است.

در مجموع مضمون و نوآوری و دست یابی به آیین های کهن تا به امروز را در قالب شعر آوردن کار ساده ای نیست و در مضمون آفرینی آهنگرنژاد ، حرکت شایسته ای داشته است و هیجانات درونی خویش را در قالب کلمات که به آن رنگ بخشیده بیرون ریخته است.

با تمام این حرف ها آهنگرنژاد ادعایی ندارد او به خوبی دریافته فرهنگ عامه و شکوه شرقی سروده هایش را گسترش دهد و این همان نکته ی بسیار ارجمندی است که ما هم به دنبال آن هستیم و این تعصب و غیرتی است که ریشه در زمان های بسیار دور دارد وامروز به ما رسیده که پاسداران شریف آن باشیم و یادمان باشدکه چه می خواهیم و در پی چه هستیم ، نه مرتب دنبال خلال دندان بگردیم و به خانه های اشرافی فکر کنیم. آن وقت یادمان می رود چه رسالتی داریم ، عشق در رسالت به هنر و شرافت زندگی ، مجموعه ی هستی را رقم می زند . مولوی نیک سروده است :

هر چه گویم عشق از آن بالاتر است

از محیط فهم انسان برتر است

حیات و هستی هنرمند هر چه صمیمی تر حرکت و شعر او ناب تر و آهنگرنژاد دارای صمیمیتی خاص است . او سعی می کند کلامش پیچیده نشود اما گاهی با زیرکی و دیدگاهی روشن به گونه ای هوشیارانه کلام و پیام خود را منتقل می کند. پس نمی توان گفت اشعار آهنگرنژاد بی تکلف است . نیمای دردمند گفته است : فکری که برای مردم عالی است برای شاعر عادی است . به هر حال شاعر همیشه از راهی عبور می کند که یک انسان عادی از آن عبور نکرده است . ممکن است خیابان ، کوچه ، میدان ، همان ها باشد اما دیدگاه ها فرق می کند و در شعرهای آهنگرنژاد دیدگاه ها به راستی تازه و قابل تأمل است.

بارها اعلام کرده ام حتی در مصاحبه های مصوری که در مجلات پایتخت از بنده چاپ شده است ، که من نه تنها از طرف داران شعر سپیدهستیم ، بلکه در این مسیر می کوشم از خود اثری قابل توجه برای آیندگان برجای بگذارم اما به راستی شعری به معنای واقعی سپید نمی بینم یا نمی خوانم یا من به کلی از مرحله پرت هستیم .

در عصر شعری که شاعران کرمانشاهی حضورداشتند مکان کتابخانه ی شماره 2 آموزش و پرورش و آقای فرشید یوسفی شاعر و محقق کرمانشاهی هم حضور داشت ، تنی چند شعر سپید قرائت کردند . بنده هم عنوان های یک مجموعه شعر سپید از شاعری دوست که در تهران زندگی می کندو کتاب قبل از انقلاب چاپ شده بود قرائت کردم ، هیچ کس حتی یک ایراددستوری ، ایراد استعاری ، نکته ای غیر شعری برآن مقدمه وارد ندانست من حق داشتم متأسف شوم و این تأسف تا امروز ادامه دارد ، اگر چه شعرهای سپیدطعم روزهای نیامده با توجه به اندکی بازی با کلمات دارای بار شعری نیک هستند و همین مرا امیدوار می کند که می توان در پناه تلاش بسیار و حضور در بین مردم به آن چراغ روشن رسید.

آهنگرنژاد در حس آمیزی کلمات هم موفق است و گاهی از اصطلاحات و تعبیرات خودساخته و طنزآلود استفاده می کند و گاه با نگاهی صریح بر دردها و زخم ها کلام خود را به پایان می رساند ، او سعی می کند خودش باشد . بتهون که بزرگترین سمفونی ها و قطعات برتر موسیقی را در اوج کری خلق کرده است ، پیام بسیار بشردوستانه ای دارد ؛ هنرمند جماعت می بایست نیکی و نیکی کردن را سرلوحه ی تفکر خود قرار دهد ، هنر من باید برای خوشبختی بیچارگان اختصاص یابد و آهنگرنژاد هم در همین راه کوشش می کند.

در شعر» لطفاً ادامه را بدهید« ، آهنگرنژاد دلشوره ی انسان امروز را درهیاهوی زندگی به نمایش گذاشته است با کابوس هایی که دست از سر مردم برنمی دارد اگر مردم ساده زندگی کنند آنقدر دنبال مادیات نباشند هرگز دچار دلهره ، کابوس و تشویش و ... نمی شوند :درماقبل تاریخ / طبقه ی چهارم آپارتمان های زمین / بوی کرکس داده بود / با قیافه ای عفن / تو می آید...

/ 20 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهمن

سلام و آرزوی سالی سبز . اما بغداد.....

علی

سلام دوست عزيز وشاعرم کتابها تون رسيد حظ بردم دست مريزاد.هميشه پايدار باشيد

وحيد ضيايی

امیدوارم سالی داشته باشید به پاکی و صفای وقتی که می نویسید و کلمه ای که زندگی می کنید . نوروزتان "دست در دست شمع /ماهی/ شب بو " شعراستان با مطالبی منتظرنقد و نظر شماست

سيد علي ميرافضلي

گرچه اين بهار هم مثل هر بهار ديگري است؛ باز هم خجسته باد! ... از بابت کتاب يک بار ديگر ممنونم.

سردار شمس آوری

سلام دوست عزیز ... تغییراتی را در قالب وبلاگ داده ام که ممکن است لینک بعضی از دوستان جابه جا شده باشد ... لطف کنید سر بزنید و در صورت نبودن لینکتان تذکر دهید تا حتما جبران شود ... در ضمن با غزلی تازه به روزم منتظرم که بیایی و از نظرت استفاده کنم ... قبلش ولی ، به آینه اثبات کن که مرد ـــ روی لبان سرخ تو ماتیک می شود ، و با مداد دور لبت دور میزند ، خطّ لبی قشنگ و باریک می شود

حبيب

سلام .سال نو مبارک .سري به خانه ي ما هم بزن گناه كه نيست ـ اگر موافق ميلت نبودم امّا كن ........ بدرود تا بعد

معراجی

پویا و پایا یادشان به خیر اگر دیدید سلام برسانید